شعر قرآنی(متناسب با آیات)
مَنْ جآءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزی إِلاّ مِثْلَها. (انعام: 160)
هر کس کار نیکو کند، او را ده برابر آن پاداش خواهد بود و هر کس کار زشت کند، جز به قدر آن کار زشت مکافات نمی شود.
سنگ بینداز و گهر می ستان *** خاک زمین می ده و زر می ستان
آن که تو را توشه ره می دهد *** از تو یکی خواهد و ده می دهد
بهتر از این مایه ستانیت نیست *** سود کن آخر که زیانیت نیست
آن که تو را توشه ره می دهد *** از تو یکی خواهد و ده می دهد
بهتر از این مایه ستانیت نیست *** سود کن آخر که زیانیت نیست
حکیم نظامی گنجوی
عَسی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَ هُوَ شَرُّ لَکُمْ. (بقره: 216)
چه بسا که چیزی را نپسندید و آن برای شما نیکو باشد و ای بسا که چیزی را دوست داشته باشید و آن برای شما بد و زیان بار باشد.
هر نیک و بدی که در شمار است ** چون در نگری صلاح کار است
بس یافته کان بساز بینی ** نایافته به چو باز بینی
بسیار غرص که در نورد است ** پوشیدن او صلاح مرد است
سر رشته غیب ناپدید است ** بس قفل چو بنگری کلیدست
بس یافته کان بساز بینی ** نایافته به چو باز بینی
بسیار غرص که در نورد است ** پوشیدن او صلاح مرد است
سر رشته غیب ناپدید است ** بس قفل چو بنگری کلیدست
حکیم نظامی گنجوی
«وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ؛ زندگی دنیا جز لهو (و بازیچه) نیست». (انعام: 32)
خلق اطفالند جز مست خدا ** نیست بالغ جز رهیده از هوا
گفت دنیا لعب و لهو است و شما ** کودکید و راست فرماید خدا
از لعب بیرون نرفتی کودکی ** بی ذکات روح کی باشد ذکی
جنگ خلقان همچو جنگ کودکان ** جمله بی معنی و بی مغز و مُهان
گفت دنیا لعب و لهو است و شما ** کودکید و راست فرماید خدا
از لعب بیرون نرفتی کودکی ** بی ذکات روح کی باشد ذکی
جنگ خلقان همچو جنگ کودکان ** جمله بی معنی و بی مغز و مُهان
مولانا
حافظ می گوید:
«ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد
لطایف حکما با نکات قرآنی»
و در جای دیگر گفته است:
ندیدم خوش تر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری
وَ أَصْحابُ الْیَمینِ ما أَصْحابُ الْیَمینِ * فی سِدْرٍ مَخْضُودٍ * وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ * وَ ظِلِّ مَمْدُودٍ.
و اصحاب یمین، چه خوش روزگارند (در بهشت). آنها زیر درختان سدر پرمیوه بی خار و درختان پربرگ سایه دار و زیر سایه گسترده قرار دارند.
«ظلّ ممدود» سر زلف تواَم بر سر باد *** که در این سایه، قرار دل شیدا باشد
حافظ
حافظ
وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَعْمالُهُمْ کَسَرابٍ بِقیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً. (نور: 29)
و آنان که کافر شدند، اعمال ایشان همانند سرابی است در زمینی هموار که تشنه، آن را آب می پندارد.
دور است سر آب از این بادیه هشدار *** تا غول بیابان نفریبد به سرابت
حافظ
«یَدْرَوءُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ؛ و (نیکوکاران) به واسطه نیکی ها، بدی ها را از میان می برند.» (رعد:22) حافظ
مکافات بد گر کنی نیکوی *** به گیتی درون داستانی شوی
که هرگز نگردد کهن نام تو *** برآید به مردی همه کام تو
وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ. (یوسف: 87)که هرگز نگردد کهن نام تو *** برآید به مردی همه کام تو
فردوسی
از رحمت خدا ناامید مباشد؛ که جز کافران، کسی از رحمت او ناامید نیست.
چو نومید گردد ز یزدان کسی *** از و نیک بختی نیاید بسی
فردوسی
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتىِ الْمُلْكَ مَن تَشَاءُ وَ تَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاءُ وَ تُعِزُّ مَن تَشَاءُ وَ تُذِلُّ مَن تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيرْ إِنَّكَ عَلىَ كلُ شىَءٍ قَدِير
بگو: پروردگارا، تو پادشاه مطلق جهانیانی. هر که را بخواهی، پادشاهی دهی و از هر کس که اراده کنی، سلب پادشاهی کنی. عزیز می سازی هر که را که بخواهی و به خواری می افکنی هر که را اراده فرمایی. (آل عمران: 26)
توانایی او راست، ما بنده ایم ***همه راستی هاش گوینده ایم
یکی را دهد تاج و تخت بلند ***یکی را کند بنده و مستمند
کسی را که خواهد کند ارجمند ***ز پستی برآرد به چرخ بلند
دگر، مانده اندر بَد روزگار ***چو نیکی نخواهد بدو کردگار
خداوند خورشید و گردنده ماه ***فرازنده تاج و تخت و کلاه
کسی را که خواهد برآرد بلند ***یکی را کند سوگوار و نژند
یکی را دهد تاج و تخت بلند ***یکی را کند بنده و مستمند
کسی را که خواهد کند ارجمند ***ز پستی برآرد به چرخ بلند
دگر، مانده اندر بَد روزگار ***چو نیکی نخواهد بدو کردگار
خداوند خورشید و گردنده ماه ***فرازنده تاج و تخت و کلاه
کسی را که خواهد برآرد بلند ***یکی را کند سوگوار و نژند
فردوسی
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 13:27 توسط سید مصطفی ...
|